باورهایه خیس یک مرده
اینجا هر چیزی که من دوست داشته باشم هست سیگار و چای و موسیقی جایه خالی تو بین دوست داشتنی هام خالیست فرصتی نمانده همین که سیگارم تمام شود می روم می دانم که بعد میایی و در جایه من بر رویه این صندلی سیاه مینشینی پ.ن:مثل این که فعلان باید در حسرت یک چای در کافه تمدن بنشینم پ.ن۲:فضایه پادگان بسی دلگیر است توهم نیستی کمی تسکینم دهی دست روی شانه هام گذاشتی تا برف تنهاییم را بتکانی به چی دل خوش کردی تکاندن برف از روی شانه هایه آدم برفی ما میسوزیم تا شما نسوزید ...... ما یکم بیشتر از معمول می اندیشیم تا جور شما را هم کشیده باشیم ...... ما به خودمان ، به همبستر پدرمان و همخوابه ی مادرانمان خیانت میکنیم ولی جدی نگیر ..... به تخمتم نباشه .... ما پیامبران نسل سوخته ای هستیم که صلیب هامان مینی بوسی پیزولی ست . ما پیامبرانی هستیم راستین ، رسالت ما اعتقاد خودمان است . من بر صلیب برایتان دست هم تکان دادم ولی شما دم ان نانوایی مرا ندیدید . حرف اخر : سکوت شیشه های شب غمی داره ولی خشم تو مشت محکمی داره !!!!!! ما قحطی زدگان فصل نعمتیم بیچاره نیستیم که عین چاره ایم قصاب ده اگر چه ما را بکشت زار هم میچریم در ده و هم بر قناره ایم
| Design By : Night Skin |

